اعلام حمایت از حاج محمود کریمی

با سلام

درسته که خیلی وقته گذشته ولی گفتنش ضرر نداره

جریان از این قراره که حاج محمود کریمی در یکی از اتوبانهای تهران اسلحه کشیده.

حرفایی دیدم دوستان در فضای مجازی میگن خواستم جواب بدم.

اولا-به ما چه چرا اسلحه داشته؟ حتما یه کاره ای هست که نیازه همراش باشه
دوما-با عقل کافیه بسنجیم:منو که هیچ کس نمیشناسه چاقو نمیکشم چرا که شاکی خصوصی شاید پیدام کنه و محاکمه.....پس چطوریه محمود کریمی که کل ایران میشناسنش یه همچین کاری بکنه-پس حتما خبری بوده
سوما-ادم برای دعوای ناموسی هم فوقش چاقو بکشه نمیاد اسلحه بکشه پس باز به نتیجه میرسیم یه خبری بوده
چهارما-افرادی که به دستگاه اهل بیت وصلن همیشه حواسشون به رفتارشون هس چون نمیخوان آتو دست دشمنان بدن پس باز میفهمیم یه خبری بوده.
و کلی چیز دیگه که حال ندارم تایپ کنم
پس زود قضاوت نکنید چرا که ما در جایگاه قضاوت نیستیم و باید حرفای ایشون رو هم بشنویم.

یاعلی

بیانیه حاج سعید حدادیان در ادامه مطلب


ادامه نوشته

روزی که بی قرار میشویم

از روزی که به دنیای خاکی قدم زده ایم تا لحضه ای بخواهیم رخت برکَنیم، یادمان نرود که کسانی را داریم که طاقت ناراحتی مارا ندارند.... یکی از آنها حضرت ولیعصر است که با تمام گناهانی که میکنیم با ناراحتی ما غمگین میشود و برایمان دعا میکند.

دوستی میگفت :

در تمام رنج هایی که میبریم صبر اوج احترام به قوانین الهی است.....

یاعلی

سالگرد شهید علی عبدی

سلام به همه دوستان

ببخشید انقد سرم شلوغه که وقت ندارم به درس و دانشگاه برسم چه برسه به اینگه بخوام وبلاگ را سرو سامان بدم.

امروز هم فرق داره که اومدم.

امروز 8 آذرماه سالگرد شهادت عمو شهیدم هست. با وجود اینکه ندیدمش خیلی دلم براش تنگ شده و دوست دارم حداقل یه شب بیاد به خوابم

برای شادی روح همه شهدای اسلام فاتحه در معیت صلوات .



چادر یا مانتو

خانم موسوی یکی از پرستاران دوران دفاع مقدس، از میان همه ی تصویر های آن روزها یکی را که از همه ی آن ها در ذهنش پر رنگ تر است، اینچنین روایت می کند:


يادم مي آيد يک روز که در بيمارستان بوديم، حمله شديدی صورت گرفته بود. به طوري که از بيمارستان هاي صحرايي هم مجروحين زيادي را به بيمارستان ما منتقل مي کردند. اوضاع مجروحين به شدت وخيم بود. در بين همه آنها، وضع يکيشان خيلي بدتر از بقيه بود. رگ هايش پاره پاره شده بود و با اين که سعي کرده بودند زخم هايش را ببندند، ولي خونريزي شديدي داشت. مجروحين را يکي يکي به اتاق عمل مي برديم و منتظر مي مانديم تا عمل تمام شود و بعدي را داخل ببريم.


وقتي که دکتر اتاق عمل اين مجروح را ديد، به من گفت که بياورمش داخل اتاق عمل و براي جراحي آماده اش کنم. من آن زمان چادر به سر داشتم. دکتر اشاره کرد که چادرم را در بياورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم.


همان موقع که داشتم از کنار او رد مي شدم تا بروم توي اتاق و چادرم را دربياورم، مجروح که چند دقيقه ای بود به هوش آمده بود به سختي گوشه چادرم را گرفت و بريده بريده و سخت گفت: من دارم مي روم که تو چادرت را در نياوری. ما براي اين چادر داريم مي رويم... چادرم در مشتش بود که شهيد شد.


از آن به بعد در بدترين و سخت ترين شرايط هم چادرم را کنار نگذاشتم.



از دستت نره

قال امام الرئوف علی بن موسی الرضا (ع):

هرگاه دیدی در منجلاب گناه گرفتار شدی و هیچ امیدی به بخشش نداری، ذکر صلوات را زیاد بفرست .


باز هواییم کن ....

هنوز یه ماه نشده

ولی دوباره دلم گرفته

و میخونم

باز هواییم کن ..... دار و ندارم و بگیر کربلاییم کن ...

بعضی از روحانی ها یاد بگیرند ...

روز اول ستاد بود که دکتر سعید اومد برا صحبتهای ابتدایی ... اره یادم هست که کجا بودیم ... حسینه ی شهدا دوکوهه

خیلی بزرگ نبود .

دکتر اومد و با لحن خوشگلش شروع کرد :

خدایا تو شاهدی که این رقابت برای کسب قدرت و تلاش برای فزون کردن مال و ثروت نیست،بلکه میخواهیم نشانه های دین تو را برگردانیم و اصلاح را در سرزمین های تو ظاهر سازیم،تا بندگان مظلوم تو امنیت پیدا کنند و خطوط معطل مانده تا برپا شود.

و اما امروز ما میگوییم ...:

خدایا تو شاهدی که4168946رای حلال به دست آوردیم ..
خدایا تو شاهدی
که برای یک رای بیشتر هم قومیت و جنسیتی را تحریک نکردیم.
خدایا تو شاهدی که عهد کردیم بجای کدخدای جهان با خدای جهان ببندیم.


ودم اون دوستایی که این پیامکها رو برامون فرستادن :

1-به مالک بگویید برگردد...
2-ما آموخته ایم به اصلح رای دهیم حتی اگر72نفر باشیم...
3-جناب جلیلی ترس بازگشت از پشت خیمه های دشمن را داشت در حالی که ساربان داشت دنبال انگشتر می گشت...

4-آغاز 8سال دفاع مقدس در جبهه فرهنگی را گرامی میداریم..
5-بچه ها اگر شهر سقوط کرده نگران نباشید دوباره پس میگیریم مواظب ایمانتان باشید(شهید جهان آرا)

و در آخر دلم را همین دوبیتی آرامم میکند :

در منطق ما شکست اگر نیست که نیست
این کشور اگر بیمه اولاد علی است
آن برگ برنده ای که در توشه ماست
سید علی حسینی خامنه ای است

آ شیخ تبریک ...!!!!

آ شیخ حسن تبریک !!!!

چون که رهبرم گفته شما دیگه رئیس جمهوری این پست رو کلا تغییر دادم


همه به سمت دولت انقلابی

بچه حزب اللهی ها رضایی جز رضای خدا ندارن و دیگر از انسانهای عارف مسلک و روحانی نما خسته شده اند .لذا بدون هیچ غرضی رای به جلیلی میدهند چون او هم عادل است هم ولایتی و حامی همه حتی هر قالیباف مستضعفی


ما به دنبال کسی هستیم که روحیه مقاومت داشته باشد. امام خامنه ای

جلوه حضور با جلیلی

سلام به همگی دوستان

شرمنده تک تک شما هستم بابت اینکه یه چند وقتی نبودم و وبلاگ سوت و کور بود.

خب بعد از ماجرای کربلا و فشردگی ترم دانشگاه و اینکه امتحانات افتاده بود قبل از انتخابات دیگه خیلی وقت نداشتم بیام .

گفتم انتخابات

هر کسی نظرش محترمه و طبق یه سری معیارها نظرش رو میده.منم با توجه به گفتمان انقلاب و روحیه حماسی مقاومتی  نظرم روی یه شخص بود . هنوز تکلیف کارمن مشخص نبود که مناظره ها شروع شد. دیدم همه دم از خودشون میزنند .

از هر کی میپرسیدی رای ما؟؟؟ میگفت فلانی !

پیش خودم میگفتم حالا نمیشه برای اینکه جزء جهبه پایداری بوده و آیت الله مصباح تاییدش کرده منم کور کورانه بهش رای بدم .

این شد که حلقه انتخابم تنگ تر شد.

تا اینکه دیدم که دکتر داره میاد اصفهان. خب منم به عنوان کسی که دغدغه انتخاب داشتم رفتم که ببینم حرف حسابش چیه ؟

اونجا بود که تصمیم قطعی خودم رو گرفتم .البته تو مناظره فرهنگی وقتی دیدم گفت مادر+مسجد+معلم فهمیدم که سری از سرها بالاتر دارد و انجا که بعضی ها شجریانی را نام بردند که در شبکه های فارسی زبان منافق خارجی بر امام فحش میداد ودکتر ما امثال محمود کریمی ها رو مثال زد .

انجا تصمیمم را گرفتم که مردم اصفهان به او گفتند ما از ریاست جمهوری هیچ چیز نمیخواهیم مگر آنکه نعل به نعل پشت سر ولایت حرکت کنی.واو در جواب گفت : هر انحرافی از آنجا شکل میگرد که از خط ولایت فاصله بگیری .

و تیر نهایی را در مناظره اخر زد.آنجا که حرف فتنه گران را پیش کشید و حرفی برای اصلاح طلبان باقی نگذاشت .

بعد هم فهمیدم شاگرد آیت الله جوادی آملی (استاد طاهر زاده ) هم او را حمایت کردند. و همینطور دیگران

انشالله همگی بصیرت کافی را دارید


ولی به جهت آگاهی عرض میکنم ....

دوستان به هموش و گوش که فتنه سبز با رنگ بنفش در راه است ....






کربلا کربلا ما داریم میاییییییییییم

و خدا را شکر که بالاخره من هم کربلایی شدم .....

بعداز چند سال انتظار بالاخره منم لایق شدم بیام خاک غریبی رو زیارت کنم که عزیز زهرا رو در بغل گرفته و شاهد مظلومیت حسین و یاراش بود.

دعا میکنم که همون جا شهید بشم و همون جا دفن بشم که در اصل خاک ما از کربلا است ولی از خدا میخوام یه تیکه از بدنم هم برای مادرم برگرده که میدونم از غم دوری من دق میکنه و اینجوری هر وقت دلش تنگ شد بیاد سر مزار پسرش

اگرم تا حالا کارم جلو نرفته برای این بوده که مادرم نتونسته ازم دل بکنده

نمیدونم چرا اینها رو دارم مینویسم ولی خب اینجا مثل همون چاهیه که علی توش درد دل میکرده

دعام کنید که عاقبت بخیر بشم منم براتون دعا میکنم ....

یا علی



مدینه ساکته ؟؟؟؟

یه مطلب رو برای یکی از دوستان تعریف کردم دلم نیومد شما نخونید ....

مدینه که بودیم حاج حسن (مداح) دم سحر روز شهادت حضرت زهرا (پارسال) تو حرم بهم گفت : مصطفی [با یه حال خراب] ! میدونی چرا انقدر مدینه ساکته ! گقتم نه ولی اره یه سکوتی ذهن آدم رو خسته میکنه !!!

بهم گفت : دیدی وقتی یه صدای خیلی ناگهانی میاد همه ساکت میشن ! مثلا با کف دست محکم بزن رو میز آلومینیومی (کاش متوجه مثالم بشی) یه صدای شدید میاد همه ساکت میشن ! گفتم خب آره ولی این چه ربطی داره !
گفت : یه روزی تو کوچه ها یه صدایی اومد همه مدینه از اون روز تو خلسه سکوت مونده .
گفتم چه صدایی ؟
گفت : صدای ضرب سیلی ........


وقتی رسیدم پشت درب

همین که رسیدم پشت درب ....

پاهام شل شد

چشمام بی اختیار پر اشک شد

دهنم باز موند

اون منظقه رو با چندین دورین محافظت میکردند و خیلی محافظ داشت

آروم بگم ...

هنوز بوی سوختن چوب و درب و آهن گداخته میامد ....

هنوز بوی سوختگی یه بدن داغدار میامد ..................................

هنوز بوی سوختن مویی پریشان میامد ....

آخ مادر ...


میتوانید روی عکس کلیک کنید و اصل عکس رو دریافت کنید




نیمی از مرقد "حضرت سکینه(س)" تخریب شد

سلام به همگی

عیدتون مبارک

فاطمیه تسلیت

بر عمر لعنت بگو بیشمار (البته به قول اصفهانی های عزیز)

ببخشید که یه چند وقتی نبودم ... دیگه مشغول دید و بازدید عید بودیم

این مطلب رو هم اصلا روش کار نکردم و فقط محض اطلاع رسانی گفتم ئ اینکه دعا کنید ....

به گزارش روضه نیوز :

گروه تروریستی موسوم به ارتش آزاد با حمله موشکی به مرقد حضرت سکینه(س) در دمشق، بیش از نیمی از این مرقد را تخریب کرده و به آن خسارات زیادی وارد کردند.

در همین حال منابع خبری شایعه انفجار در مرقد "عمار یاسر" و "اویس قرنی" در سوریه را تکذیب کردند.

پیش از این تهدیداتی نیز نسبت به حرم حضرت زینب(س) در حومه دمشق شده بود.



تا حالا دیدی ؟... من که دارم میرم ببینم !

تا حالا با چشمات دیدی کسی رو سر ببرند ؟؟؟؟

تا حالا با چشمات دیدی کسی رو تیکه تیکه کنند ؟؟؟

تا حالا با چشمات دیدی یه نفر ملتمسانه آب بخواد و فرد مخاطب با بی رحمی تمام ، اسلحه اش رو تو دهان طرف کنه و به جای آب، گلوله ...؟؟؟

تا حالا با چشمات دیدی 130 نفر رو یه جا، توی یه گودال، زنده به گور کنند ؟؟؟

تا حالا با چشمات دیدی پسر بچه 14-15 ساله تو کمرش ترکش باشه و یه عده بی رحم با تیغ موکت بری، برن سراغش رو کمرش رو پاره کنند و با انبردست ترکش رو ... ؟؟؟

آره

آره

ماها حتی نمیتونیم بشنویم ...

چه برسه بخواییم ببینیم

ولی دوستم ... داره وقتش میشه ...

دارن اجازه میدن ببینی ...

وقتش شده و اجازه دادن بری تو مقتل و ببینی که چطور دست گلها رو پر پر میکنند ...

من که دارم میرم ببینم،که یه ذره یادم بیاد چه کسایی رفتن تا ما بتونیم بمونیم

یادمون بیاد اونا رفتند تا چادر تو از سرت نیافته ...

یادمون باشه اونا رفتند تا ولی تنها نمونه ...


میتونید روی تصویر کلیک راست کرده و گزینه View image را بزنید تا اندازه اصلی عکس رو ببینید....

تحریم رایتل توسط مراجع تقلید




چند تن از مراجع  عظام تقلید درپاسخ به استفتائی دررابطه با راه اندازی نسل سوم اپراتور تلفن همراه اول(رایتل) نظر خود را دراین باره اعلام کردند.


حضرت آیت الله نوری همدانی :

حضرت آیت الله سبحانی:

حضرت آیت الله علوی گرگانی:

حضرت آیت الله مکارم شیرازی:



منبع:هم اندیشی

تا لب مرز بری و راهت نده .....

باز نویسی شد

یادش بخیر .... چقدر زود گذشت

یه دوسالی هست که دیگه نرفتم

خیلی ناراحتم ، احساس میکنم دیگه منو نمیخواند

البته به لطف شهدا قرار شد امسال با دانشگاه بریم ......

از شلمچه داشتیم بر میگشتیم

راننده عاشق کربلا بود .
تا تابلو کربلا رو دید گفت بچه ها بریم کربلا ؟
بچه ها هم همه ذکر حسین حسین گرفتند دیدیم راننده بدون اینکه سرعتش رو کم کنه پیچید
رسیدیم لب مرز
راننده دوم گفت چیکار میکنی ؟
ما که نمیتونیم بریم !
گفت میریم تا خدا چی بخواد.
اتفاقا اتوبوسی که جلومون بود و داشت میرفت کربلا از اصفهان بود .ما هم از اصفهان .
پیش خودمون گفتیم الان ما رو هم بدون چک کردن رد میکنه (فکر میکنه با همیم)
ولی
دیدم سربازه اومد جلو ،
راننده هم دید که داره میاد تا اتوبوس جلویی رفت گازش رو گرفت
(انشاالله قسمت بشه از شلمچه بری ببینی مرزش دو قسمتیه مرز ایران و مرز عراق)
تا بخواییم برسیم به مرز عراق دوتا موتور و یه سواری پلیس مرز، دنبال ما و تحدید به شلیک کردند که ماشینه پیچید جلومون و مجبور شدیم بایستیم.
خلاصه نذاشت بریم چه شوری بود همه گریه میکردند و داد میزدند آقا بذار بیاییم ....


روی تصاویر کلیک راست کرده و گزینه View image را بزنید تا تصاویر با اندازه اصلی نمایش داده شوند....

هر کی مثل من رو سیاهه بخونه و دعام کنه.....

شب شده بود و دلم دوباره غم گرفته بود   به یاد کرببلا برا حرم گرفته بود   

               داشتم از غصه میمردم به یاد کرببلا           گفتم امشبو میرم تو حرم امام رضا                    

 رفتم و روبه ضریح با صفاش زانو زدم          حرفای دلم رو پیش ضامن آهو زدم        

  گفتم آی امام رضا تو رو به حق مادرت         یه نگاه کن به دل سیاه این کبوترت        

من غلامتم تو باید به دلم شاهی کنی

    

دیدم آقای غریبم داره گریه میکنه      سرتکون میده ازم داره گلایه میکنه      

میگه آی اونی که حال خودتو خوب میدونی! 

تو که صبح تا شب داری دل منو میسوزونی !

     با چه رویی اومدی پیش من امام رضا       با چه رویی اومدی میخوای بری کرببلا !        

   به حریم ما تا محرم نشی فایده نداره       کربلا بری و آدم نشی فایده نداره         

         گفتم آی امام رضا تو رو به حق مادرت          یه نگاه کن به دل سیاه این کبوترت          

 تا که از صدق صفا عاشق مبتلا بشم         اونجوری که تو میخوای زائر کربلا بشم

تا کی بسوزم...

یه روز نشسته بودم یکی از رفیقام زنگ زد و گفت دارم میرم کربلا.گفت قرار نبود برم داداشم ثبت نام کرده بود ولی دو شب قبل از حرکت تصادف میکنه و من به جاش میرم /.

دلم سوخت

یه روز نشسته بودم یکی از رفیقام پیام داد : پا برهنه تا حرم ... به یادتم

خیلی دلم سوخت

یه روز نشسته بودم یکی از رفیقام پیام داد : هم قدم با زینب تا کربلا "اشاره به پیاده روی نجف تا کربلای اربعین"

دلم آتیش گرفت

شبش رفتم هیئت مداح خوند:
همه دارند به پابوسی تو می آیند
طبق معمول من بی سروپا جا ماندم

وای خدا دلم پوکید

..........-----------------------------------------------------------------------------..........

هر وقت میخوام برای این موضوع گریه کنم فقط این مداحی رو گوش میدم

   دانلود مداحی + دعا کن با هم بریم


و این عکس تمام دلتنگی ها رو نشان میدهد ............(عکس : هواداران دوآتیشه محمود کریمی)

تجلی بصیرت + عکس

مشکل این پست حل شد....

همگان دیدند با وجود مشکلات اقتصادی و همه تحریم ها مردمان پولادین با گامهای پاک خویش سرافزار کردند. سرافراز کردند امام امت را .کسی را که همه وجودش را خرج کرد که این مملکت بر پای خود بایستد و مردمانش خود برای خود تصمیم بگیرند و چکمه های نااهلان بر این مرز و بوم به زمین نخورد.


اوه چی گفتم ....


یه سری عکسه که تولید داخله (خودم گرفتم) براتون میذارم تو ادامه مطلب که برای آپلود وبلاگ سنگین نباشه واذیت نشید.


همچنین فیلمی هم که گرفتم میذارم تو آپارت کنار ستون وبلاگ با اسم تجلی بصیرت.


  *** مثل همیشه وقتی روی عکس کلیک کنید میتونید اصل عکس رو دریافت کنید


و برای دوستانی که میخوان خام عکس رو داشته باشند رو تصویر اصلی هیچ چیزی ننوشتم .



ادامه نوشته

همسفر شدن با محمود کریمی

چه حسی داری وقتی با مداحی که همه دنبال اینن که برن تو هیئتش و با اربابشون لینک کنند هم سفر بشی ؟

 

سکانس اول

-          مادرم : تو هواپیما نشسته بودیم و پیش خودم گفتم که خدایا چی میشد یه مداح خوب باهامون میومد !

درد دل رو به پدرم میگه و بابام میگه : کاش تو کاروان حاج محمود بودیم ...

-          ای بابا حالا چی شد یاد حاج محمود افتادی ؟

-          نمیدونم ییهو دلم گرفت.

تو همین حرفا بودند که دیدن صدای آشنا میاد ; پدر برمیگرده و پشت سرش رو نگاه میکنه و میبینه که اِ اِ اِ اینکه حاج محموده !

سکانس بعدی

تو هتل هیئتی برگزار میشه که خانواده ما هم آنجا  میرن طبق معمول همیشگی ،حاجی با کسی که دوربین دستش بوده برخورد میکنه .

سکانس آخر

فردای اون روز به طور باز اتفاقی تو زیارت دوره تو محدوده کوه احد دوتا کاروان به هم میخورند و بابام که موقعیت رو مناسب میبینه میره جلو

-          میگه : حاجی شما که کلا با عکس برداری تو هیئت مخالف هستی اینجا اشکالی نداره یه عکسی با ما بندازی ؟

حاج محمود هم با روی باز قبول میکنه

 این بود خاطره ما

البته این بنده خدا که وسط کادره بدونه اجازه و به صورت پابرهنه آمده وسط ! شما ببخشیدش ....

 

برای دیدن عکس با کیفیت اصلی روی عکس زیر کلیک کنید

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی (علیه السلام)

این عکس هم پیشکشی به عنوان سوغاتی ....


*برای دانلود عکس با کیفیت اصلی روی عکس کلیک کنید*

زمان ظهور

در کتاب بیانات آیت الله بهجت از ایشان سوالی شده که آیا ظهور حضرت حجت نزدیک است ؟

ایشان جواب داده اند : ما تا کنون به جوان ها بشارت میدادیم که ظهور حضرت بقیه الله (ارواحنا فداه) را درک خواهند کرد ولی اینک به پیرها هم بشارت میدهیم که دوران ظهور را خواهند دید. انشاالله

 

عجب نسلی !!!!

داشتم تو کتاب آداب انتظار آیت الله بهجت چرخی میزدم در مورد سفیانی نوشته بود !

آقا در مورد نسلتون از همین الان که مجردید و از همین الان که عقدید و از همین الان که هیچ اقدامی نکردید از خدا بخواهید !

عجل نسل نحسی داره این حرب بن امیّه ! این آدم پسری داره به نام ابوسفیان (خون پیغمبر رو تو شیشه کرد). بعد معاویه بن ابوسفیان (قاتل امام علی و امام حسن –البته به طور غیر مستقیم- ).بعد یزید بن معویه(قاتل امام حسین-به طور مستقیم-) و....سفیانی (قصد کشتن امام زمان را دارد).

الله اکبر به این کار دنیا ؛ نگاه که میکنم واقعا میمونم یه آدم میتونه چقدر منحوس باشه !!!!

درددل آیت الله بهجت در مورد غیبت امام عصر(عج)

در کتاب آداب انتظار آیت الله بهجت میفرماید :

امیدواریم خداوند برای یک مشت شیعه مظلوم صاحبشان را برساند زیرا در عالم چنین سابقه نداشته و ندارد که رئیس و رهبری از مریدان و لشکرش انقدر غیبت طولانی داشته باشد  !

چه باید گفت ؟ معلوم نیست تا کی  !!؟؟

در تمام امتهای گذشته غیبت مقدر شده است ولی در هیچ امتی چنین غیبتی با وقت نامعلوم و غیر مقدر اتفاق نیفتاده است ....


 

گریه یا خنده

نمیدونم چرا هر وقت خیلی میخندم یا بلند میخندم یه اتفاقی برام میوفته !!!

امروز یه جمله جالب شنیدم :

خنده و گریه دوتا همسایه اند اگر بلند بخندی گریه میاد سراقت

زیارت عاشورا

شاید تو محرم صفر بیشتر با زیارت عاشورا عجین بشیم ولی آیا میرسیم هر روز 100 مرتبه لعن و 100مرتبه سلام رو بدیم ؟؟؟

امشب تو مسجد حاج آقا حدیثی از امام هادی (علیه السلام) نقل کردند:اگر میخوایید ثواب کامل زیارت عاشورا با  100مرتبه لعن و 100مرتبه سلام رو ببرین این طور عمل کنید :

بعد از اینگه یکبار لعن رو کامل گفتین یکبار این تیکه رو بخونید :"اللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَميعاً تِسْعاً وَ تِسْعينَ مَرَّةً"

وبعد از اون سلام رو کامل بدین و آخر سلام این را بخونید :"السَّلامُ عَلَي الْحُسَينِ ،‌ وَ عَلَي عَلِي بْنِ الْحُسَينِ ،‌وَ عَلَي اَوْلادِ الْحُسَينِ ، وَ عَلَي اَصْحابِ الْحُسَينِ تِسْعاً وَ تِسْعينَ مَرَّةً"

این طوری به تمام ثوابش میرسید و تمام آثار اون...


ما را زدعا کاش نسازند فراموش

آنان که سیه پوش و عزادار حسینند


در ادامه سفرنامه مدینه و جریان خنکای سنگ فرشها

یادش بخیر وقتی پا گذاشتیم داخل صحن پیامبر و روبه روی مسجد النبی ایستادم و به گنبد سبز آقا نگاه کردم بی اختیار یاد حضرت زهرا افتادم و یاد کوچه ، همش تو این فکر بود که کوچه کجاست (البته میدونستم که وهابیای حرامی آن را خراب کرده اند ولی باز دلم به آن سمت بود)

کمی جلوتر که رفتم دیدم سمت راست ما که روبه روی مسجد باشد یک بلندی است که حدود 15- 20تا پله میخورد تا به بالای آن بروی؛ جویای شدم دیدم قبرستان غریب بقیع است.

بگذریم

موقع اذن دخول که رسید یه جایی هست که میگه ما بدون اجازه وارد نمیشویم ... یاد آن روز کذایی افتادم که پشت درب خونه مادر سادات جمع شدند....

حتما به ادامه مطلب برین چون تمام حرفای من اونوره !!


ادامه نوشته

بیعت برای محبت ؟؟؟

يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس و الله لا يهدى القوم الكافرين      ....        (67 مائده البته فکر کنم)

 

الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي‏ وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً        .....             (3 مائده)

 

سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ، لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ        .....      (1و2 معارج)


این سه آیه در بحث غدیر است .

البته دارم درس پس میدما من خودم که ... ای بابا !!!

خیلی کلی میگم

* اولین آیه در مورد رسوندن پیام غدیر به مردم توسط پیامبر هست .

* آیه دوم در مورد کامل شدن دین است که با ولایت امیرالمومنین هست..

        نکته: فرق تکامل و اتمام چیست ؟

                         جواب ؟  در پست بعدی

* آیه سوم در مورد قطعیت غدیر است .آره از متنش کاملا معلومه .شخصی اومد به پیامبر گفت اگر علی حقه و از جانب خداست از آسمان برای من عذابی بیاید .... آقا همون لحضه از آسمون سنگی اومد و طرف رو به درک فرستاد.

مردمی که اونجا بودن دیدن خدا با کسی شوخی نداره و این ماجرا خیلی جدیه

...

...

حالا بحث من اینجا است همه اینها مقدمه بود.

دوازده هزار12000 نفر اومدن و با علی بیعت کردن.شما بگید کسی که میخواد بگه با این طرف دوست باشید بیعت میگیره ؟؟؟؟ از همه زن ومرد البته از زنها به این شیوه که دستاشون رو میذاشتند تو تشت آب و بدون تماس دست 

آخه آدم میخواد یه چیزی رو توجیه کنه درست توجیه میکنه

بیعت برای محبت ؟؟ تو کارای سیاسی بیعت برای فرمانده شدن یا خلیفه و زمامداری است .

چه کنم که باید این بیت شعر رو بخونم :

 

خدا گواست پی دشمن علی نروم                     حلال زاده رهش از حرامزاده جداست


دامادی که نماز رو ...

همیشه با خودم میگفتم چرا یه عده نماز روز اول عروسی و  روز شروع زندگی رو نمیخونند . همه برای خودشون یه توجیهی می آوردن و میگفتند که نه بابا اصلا بحث نخوندنش نیست ما نمیتونیم با اون همه گریم روی صورت با اون همه کمبود وقت و استرس و.....

یه عکس جالب تو وب دیدم که میشه حتی کنار خیابون هم عروست رو ول کنی و با خدای خودت اول وقت به نماز بایستی

چقدر زیبا است ... کاش ایمان ما هم به اندازه میرسید